تبليغاتX
گسترش معماری
 

مسجد استاد شاگرد تبریز

lمسجداستاد و شاگرد واقع در خیابان فردوسی تبریز از طرف امیرحسن چوپان ملقب به علاءالدین ساخته شد......


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط امیررضا محمودزاده در جمعه پانزدهم خرداد 1388 ساعت 16:29 موضوع | لینک ثابت


خانه هانسلمن

نام بنا: خانه هانسلمن (Hanselmann House)

معمار: مایکل گریوز

مکان: فورت وین  (Fort Wayne)

سال ساخت : 1967

سبک معماری : پست مدرن کلاسیسم (پومو)

 

 

خانه هانسلمن , در طرح کلی, به صورت یک مکعب مستطیل با یک پله الحاقی کشیده, طراحی شده است. این خانه ساختمانی سه طبقه است که به جنبه های کارکردی آن توجه شده و از لحاظ شناخت علائم و معانی, شباهت خاصی به سبک لوکوربوزیه دارد. خانه در پلان, مرکب از یک مربع اصلی است که راهی کشیده با پله ای در انتهای آن, هم ورودی این خانه را به وجود می آورد و هم آن را به مربع های کوچک تر دیگر متصل می کند.

این طرح شباهت خاصی به طرح های موندریان دارد و یادآور هندسه انتزاعی و ترکیب بندی کارهای موندریان است. این خانه نقطه آغازی برای کارهای مایکل گریوز بود,  ولی دیری نپایید که در آثار وی, ویژگی هایی که در این دو خانه مشاهده می شود, پشت سر گذاشته شدند و آثار او خصوصیات تازه ای یافتند که از پاره ای جهات, به کلی بی شباهت با کارهای نخستین این معمار است.

جهت مشاهده پلان ها و مقاطع این خانه, به ادامه مطلب رجوع کنید.

 

 

منبع: خلاصه ای از کتاب پست مدرنیته و معماری, فصل دوازدهم , نوشته امیر بانی مسعود


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط امیررضا محمودزاده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 ساعت 17:30 موضوع | لینک ثابت


H-House

Bevk Perovic Arhitekti طرح گسترش House H را که در Rozna, Slovenia واقع است, انجام داد.

غرفه جدید با عنوان اتاق نشیمن, نقش واسط میان خانه و باغ را بازی می کند که در واقع فاصله ای است بین خانه و زمین مرتفع تر. این غرفه به عنوان فضایی واسط عمل می کند و با وجود این که ساختار آن بتن سنگین است, روی زمین شناور است.

سقف شکسته آن به وسیله دیدهایی (Views) که به فضای سبز بیرون دارد, دیکته شده است. نمای این غرفه, بتن سفید رنگ صیقلی شده است که به مانند صخره ای است که در دل زمین به طور تصادفی قرار گرفته است. 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط امیررضا محمودزاده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388 ساعت 12:33 موضوع | لینک ثابت


پیرنیا ایسم نباشیم

پیرنیا ایسم نباشیم!!!

 

دکتر محمد کریم پیرنیا, یکی از ارزنده ترین محققانی بود که سالها به مطالعه و پژوهش در مورد معماری سنتی ایران پرداخت. شاید او را بتوان نخستین کسی نامید که به طور جدی به مطالعه در این زمینه پرداخته است. متاسفانه معماری ایران با آن شکوه و عظمتی که داشت, محققان بسیار اندکی را جهت مطالعه در این زمینه جذب کرده است. در نتیجه باعث شده است که معماری ایران در بخش مبانی نظری بسیار ضعیف باشد.

قسمتی از کوشش های دکتر پیرنیا در کتاب سبک شناسی معماری ایران با تدوین دکتر معماریان, آورده شده است. که البته مطالب مطرح شده و سبک بندی معماری ایران جای بحث دارد.

به عنوان مثال به 5 اصل مطرح شده در مورد معماری ایران توسط پیرنیا, اشاره می کنیم: پرهیز از بیهودگی, برای شناساندن یک سبک باید از تعریف و ویژگی هایی نام برد که در سبک های دیگر وجود نداشته باشد , در حالی که پرهیز از بیهودگی اصلی است که در معماری تمام نقاط جهان وجود دارد( مثل این که در تعریف لیموی ایرانی می گوییم که زرد است!!!).همچنین است نیارش و خودبسندگی که در معماری سنتی تمام کشورهای جهان مشاهده می شود.

وی هم چنین مردم واری را مطرح می کند. معماری اصولا ساخت بنا و فضا برای انسان است و این از ویژگی های معماری است. اگر هم منظور ازمردم واری, استفاده از تناسبات بدن انسان باشد, ما این ویژگی را در معماری روم و یونان و چین و... هم سراغ داریم.(البته این چنین نیست زیرا بناهای زیادی مثل تخت جمشید- ایوان مدائن – سر در مسجد جامه یزد – ارک علیشاه تبریز و... که در آنها مقیاس انسانی رعایت نشده است.)

و اصل پنجم که درون گرایی معماری ایران می باشد که نسبت به اصول ذکر شده منطقی تر به نظر می رسد. ولی به این نکته باید توجه کرد که ایران از 4 اقلیم مختلف تشکیل شده و درون گرایی بیشتر در اقلیم گرم و خشک ملاحظه می شود و در اقلیم های دیگر, بناهای برون گرای فراوانی ساخته شده است.

انتقاد دیگری که می توان به او وارد کرد عدم توجه به معماری دوره قاجاریه می باشد( که آن را آغاز دوره انحطاط معماری ایران نامیده, در حالیکه شاهد طراحی باغ ها و خانه های کم نظیری هستیم.)

البته تلاشهای دکتر پیرنیا در این زمینه بسیار قابل تقدیر است ولی هدف اصلی از ارائه این مطلب این بود که متاسفانه کسی جرات وارد شدن در این وادی و تحقیق در این زمینه را ندارد و در دانشگاههای ایران فقط نظریه های پیرنیا مطرح می شود(زیرا جز او , طرز فکر دیگری وجود ندارد!!!).

امروزه در کشورهای پیشرفته, بررسی تئوری معماری درجه والایی داشته که در ایران هنوز مقام شایسته خود را پیدا نکرده است. من پاسخ این سوال که چگونه می توان به مقابله با این معضل پرداخت و راهکارها باید چگونه باشد, به عهده خواننده قرار می دهم.


 

نوشته شده توسط امیررضا محمودزاده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 ساعت 16:24 موضوع | لینک ثابت


ساختمان ترمینال دالاس

به فرمی از منحنی طنابی برای کابل بارگذاری نشده که در اثر وزن کابل به وجود می آید , "زنجیرواره" می گویند. به شکلی از فرم منحنی طنابی برای کابل معلق که در طول افقی دهانه دارای بارگذاری یکنواخت باشد ( بدون منظور نمودن وزن کابل) سهمی گویند. در صورت بیشتر بودن نسبت دهانه به خیز از عدد 5, هر دو فرم تقریبا شبیه یکدیگرند.

کابل های اصلی پل های معلق از نوع کابل های زنجیر واره اند هر چند که منحنی آنها نزدیک به سهمی می باشد.

انواع سازه های با فرم منحنی طنابی عبارتند از: سازه های با یک انحنا- کابل های مضاعف و سازه های با انحنای دو گانه.

       

در سقف ساختمان ترمینال دالاس , از یک ردیف تیرهای اصلی بتنی با فواصل 2/12 متر از یکدیگر استفاده شده است. در ساختمان نامبرده همانند یک گهواره معلق در بین درختانی از بتن می باشد.

در هنگام احداث , با استفاده از کیسه های موقتی شنی بر روی سطح پیش ساخته , فرم منحنی طنابی کابل ها تامین شده است . پس از دستیابی به فرم منحنی مورد نظر , بتن ریزی اطراف کابل ها صورت گرفت و کابل ها برای ایجاد قوس های معکوس جهت مقاومت در مقابل نیروی رو به بالای باد , سخت گردید. 

                    


 

نوشته شده توسط امیررضا محمودزاده در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 12:4 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting