مسجد استاد و شاگرد واقع در خیابان فردوسی تبریز از طرف امیرحسن چوپان ملقب به علاءالدین ساخته شد.
چون تحریریه کتیبه‌ها و مندرجات دیوارهای داخل و خارج مسجد به خط عبدالله سیرفی و یکی از شاگردان زبردست وی صورت گرفته بود، لذا مردم آن مسجد را استاد و شاگرد می‌نامیدند.مسجدی است  با پايه های آجری و يک گنبد و دو طاق بسيار با عظمت.در قسمت شمال، مقداری از شبستان و عرصهء مسجد را به وسيلهء ديوارهايی از مسجد بزرگ سوا و تعميرکرده اند و در آنجا نمازو مجالس وعظ برگزار می شود.

اين مسجد از طرف امير حسين چوپانی ملقب به علاالدين ساخته شده و به نام خان مغول يعنی سليمان نوادهء هلاکو موسوم گرديده بود واعتبار نام بانی وخان، عده ای آن را سليمانيه و جمعی علائيه ميخوانده اند. اما چون تحرير کتيبه ها و مندرجات ديوارهای داخل و خارج مسجد به خط عبدالله صيرفي و يکی از شاگردان زبر دست وی صورت گرفته بود لذا عوام آن مسجد را استاد و شاگرد می ناميدند.

اين مسجد به مرور زمان رو به ويرانی نهاد، اما بارها تعمير و مرمت يافت تا در زمان نايب السلطنه عباس ميرزا تعميير کلی در آن به عمل آمد ولی پس از وی باز به ويرانی گرائيد تا در سال هزار و دويست و نود و پنج هجری قمری حاج ميرزا محمد علی اوانسری قراجه داغی با نيروی وعظ و تذکيز از امراء و بازرگانان تبريز وجوهی گرد آورد و اين بنا را تازه کرد.نادر ميرزا مينويسد:« حقاً کاری نيک کرده، گر چه مرا به آن فقيه دلی صافی نيست، نيکی را نشايد نهفت. آبگيری بزرگ نيز در کار است، چون بدين کار همتی بسته يزدان نيز مدد کند.اکنون مسجدی آباد است و خود بدان معبد امامت کند و به ماه مبارک رمضان وعظ و تعزيت حضرت حسين عليه السلامٌ نيز باشد.

اين مسجد ساده است و هيچ جای او از جدران و غرفه ها که به صحن گنبد روی دارند و جای زنان باشد، اثری از رخام و کاشی نبود، ندانم امير شيخ حسن ساده ساخته يا مٌر دهور آن زينتها بباد داده.اکنون در قسمت پاطاق گنبد بزرگ نوشته هائی هست به خط ثلث و نستعليق از قبيل:« بسم الله الرحمن الرحيم، ماشاالله، اللهمصل علی محمد و آل محمد، يا علی مدد و يا ابالفضل العباس» که معلوم است در موقع تعميری که به سال 1338 ه. ق ، از طرف حاج محمد اردبيلی به عمل آمده نوشته شده است.تاريخ اين تعمير روی سنگ مرمرين کوچکی که به بيرون ديوار شمالی مسجد نصب شده بدين مضمون نقر گرديده است:« الملک لله، قد فرغ من تعمير هذالمسجد الشريف الجناب المستطاب الحاج محمد آقا اردبيلی الاصل، التبريزی المسکن فی التاريخ من ربيع المولود فی سنة ثمانية و ثلثين و ثلاث مائه بعد الف من الهجرة النبوية علی هاجرها مائة آلاف التحية و نسئل الله ان يجعله وسيلة ليوم المعاد و خالصاً لوجهه، انه هو العليم الخبير، سنة 1338 ، عمل مير صالح» .اين سنگ نبشته برجسته و به خط نستعليق است.

بررسی تاریخچه مسجد استاد شاگرد

مسجداستاد و شاگرد تبريز در زين المعابد في بيان فضيله المساجد

محمدعلي قراجه داغي اوانسري(زنده به سال 1308  ه- ق)  تصحيح :سعيد ميرمحمدصادق

مقدمه :

مسجد استاد و شاگرد تبريز يكي از قديمترين مساجد تبريز است كه قدمت آن به دوره آل چوپان در تبريز مي رسد . به مرورزمان و براثر زلزله و ديگر حوادث طبيعي á اين مسجد به ويراني گراييدá و در دوره قاجار جز مخروبه اي از آن باقي نماند. در سال 1295 ه . ق حاج ميرزا محمدعلي قراجه داغي اوانسري (عوانصري ) á از علماي معروف تبريز به كمك مردم  اين شهر به تعمير اساسي اين مسجد همت گماشت .

بنابر قول اعتماد السلطنه : وي از اجله مجتهدين و مروجين شريعت و دين است . در فقه و اصول و اخبار و علوم عربيه و فنون ادبيه مقامي منيع و رتبه اي رفيع دارد . در اين فنون غالباً صاحب تصنيف است .

 وي مدتي نزد ميرزا عبدالوهاب خان آصف الدوله حكمران وقت ناصري در خراسان در مشهد به سر برد بعد از مدتي به تهران آمد و در مدرسه و مسجد سلطاني تهران مشغول تدريس شد و  پس از چندي بنا به درخواست اهالي شهر تبريز به آن شهر رفت وي داراي آثار بديع و ارزنده اي است كه شرح و تفسيري بر خطبه مشهور حضرت فاطمه سيده نساء العالمين (س) الاربعون اسرار الحج تفسير سوره يس الامربين و حاشيه بر رسائل شيخ مرتضي از آن جمله اند.

 حاج ميرزا محمدعلي قراجه داغي به هنگام تعمير اين مسجد براي ترغيب و تشويق مردم و بازرگانان در اين كار خير رساله اي نوشت و به طبع رسانيد كه به رساله زين المعابد في بيان فضيله المساجد موسوم است . اين رساله مختصر از يك مقدمه و 2 بخش تشكيل شده است فضل اول در بيان مجملي از فضيلت مطلق مساجد و فصل دوم كتاب در فضيلت خصوص مسجد استاد و شاگرد ... و وجه تسميه آن به اين اسم و اول بناء آن و باني آن و مايتعلق بذلك است .

در فضيلت خصوص مسجد استاد و شاگرد واقع در دارلسلطنه تبريز و وجه تسميه آن به اين اسم و اول بناء آن و باني آن که در بعض تواريخ قديمه مذكور است كه امير شيخ حسن كوچك پور امير تيمورتاش پس امير چوپان پس از سلطان ابوسعيد بر آذربايگان و روم و برخي از عراق عجم دست يافته پادشاه شد و با مردمان  سختي بسيار مي نمود امير شيخ حسن بزرگ چند نوبت با او جنگ نمود هربار شكست خورد تا انجام كارش در هنگام مستي همخوابه او او را در حالت بدي به قتل رسانيد در تبريز بناي مسجد استاد و شاگرد را او ساخته . سلمان ساوجي به روزگار وي بود چهار سال با توانايي فرمانروايي كرد و در مختصر التواريخ هم به همين قسم نوشته است و علاوه نموده اين را كه او  اول ساتي بيك خاتون را به سلطنت برداشت بعد از دوسال او را معزول نمود و سليمان خان را به خانيت برداشت و در تاريخ حشري كه مزار اولياء مدفونين در دارلسلطنه تبريز را مي نويسد به مناسبت مي گويد مزار ميرعلي چپ رحمه الله در جنب عمارت استاد و شاگرد است و بعد از تحقيق لفظ چپ كه شايد حب بوده باشد و عجم از كثرت استعمال چپ گفته اند مي گويد كه عمارت استاد و شاگرد از علاء الدين مشهور به شيخ حسن كوچك است و اسم اين عمارت علائيه است و اسم پادشاهي كه در آن عمارت مرقوم است سلطان سليمان است كه پسر يوسف بن سوكاي خان بن يشمت بن هلاكوخان است و اين عمارت در سنه اثنين و اربعين و سبع مائه در عرض يك سال به اتمام رسيده است و جز اين از سلطنت او اثري باقي نمانده است

و خطي كه برآن عمارت نوشته است كه ديده كاتب افلاك در عرصه خاك نظيرش مشاهده ننموده خط خواجه عبدالله صيرفي است و اينكه اين عمارت را استاد و شاگرد مي گويند باعث آن است كه كتيبه بعضي از طرف شرقي عمارت را شاگرد صيرفي نوشته است و خود خواجه عبدالله صيرفي در چرنداب مدفون است و كتابت عمارت خواجه رشيدي را نيز ايشان نوشته اند و خط ايشان در عمارات تبريز  بسيار است چنانچه مولانا مالك خوشنويس ديلمي فرموده است .

صرفي ناقد جواهد خط         كزتي كلك گشت گوهر بيز

هست برحسن خط او شاهد     در و ديوار خطه تبريز

در كتاب روضات الجنان  در روضه اول در ضمن احوال صحابه كرام رسول الله – صلي الله عليه و آله كه در تبريز و نواحي آن مدفونند مذكور است كه مرقد و مزار امير علي چپ رضي الله عنه در جنب عمارت استاد و شاگرد است در محله سنگ سياه و اين عمارت را علاءالدين شيخ حسن بن تيمور تاش بن امير چوپان كه شيخ حسن كوچك عبارت از اوست ساخته و اسمش علائيه است واسم پادشاهي كه در آن عمارت مرقوم است سلطان سليمان است كه از اولاد هلاكوخان بوده و نسبش اين است سليمان بن يوسف بن سوكاي بن هلاكوخان

 بسي عمارت عاليه است و كتابه آن را خواجه عبدالله صيرفي نوشته و به آن خوبي خط در كتابها در ربع مسكون نوشته نشده و اين مزار مشهور است به مزار شهيدگاه ديگرشهداء نيز در آنجا مدفونند فامااشهرايشان امير علي چپ است . مردم را رجوع تمام به مزار آن ملجأ خاص و عام است و روزهاي دوشنبه وقفه آن مزار با هيبت و جلالت است و مرجع اهل كشف و حالت روياها كه در خصوص مسجد استاد و شاگرد ديده شده دلالت كامله برفضيلت اين مسجد با سعادت دارد و اينكه در اين مسجد سري است بزرگ علاوه بر آنكه در مساجد علي جده از حيثيت مسجديت قرار داده شده و شايد در اين مسجد يا صحن آن قبر محترم يك نفر يا زيادتر از قبور شريفه امامزاده هاي محترم و يا اولياء معظم بوده باشد چنانچه سابقاً هم حكايت شد و جناب سيد عبدالله اسكويي كه از اجله سادات اسكو بود و سيد مسن قريب نود ساله مي بود اوقاتي كه داعي آب انبار بزرگ واقع در وسط صحن مسجد را بنا مي نمودم و قريب به اتمام گنبد شير حوض اين انبار بود كه طاق آن را مي زدند آمد پيش داعي نشست و در حق داعي خيلي دعاي خير نمود و گفت كه شما در عمارت اين مسجد بلند اساس بنيان با قيات صالحات براي خود در صفحه روزگار يادگار و پايدار گذاشتيد ماها در حق شما هميشه دعاي خير مي نمائيم و ما در قصبه اسكوسكني داريم لكن اصل ما تبريزي است و در ميان ما مشهور است كه در صحن اين مسجد امامزاده بزرگواري هست از قديم الايام و اينجا مزار مشهور و معروف بود با مرور دهور از زلزله و غيرذلك خراب شده حالا موضع قبر شريف آن معلوم نيست كه در كدام سمت صحن است و اعمار طائفه ما غالباً نودسال و صدسال بلكه از صدسال هم مي گذرد من كه حالا قريب نود سال و بالاتر دارم پدرم هم اين قدر بلكه زيادتر سن داشت ذكر نمود به من كه در ايام جواني كه خانه ما در تبريز مي بود معروف و مشهور بود که در مسجد استاد و شاگرد امامزاده ای مدفون است . و در این مسجد سابقاً پیشنمازی داشته ملا محمد ام مرد پیر و مقدس و اهل الله مدتها اینج نماز جماعت می خوانده قریب دویست سال تخمیناً پیش از این تاریخ .

 بعد از انکه ان جناب وفات نمود شهرت نمود که این پیشنماز با حضرت صاحب الامر – علیه السلم در این مسجد ملاقات می نموده و به زیارت آن حضرت مشرف می شده و سوال و جواب می نموده بعض مقدسین از مخلصین او در اواخر عمر او مستحضر از این مقدمه شده است جناب اخوند مرحوم آن کس را قسم داده و تأکیدات نموده که تا من در حال حیات هستم این سر مرا به احدی اظهار مکن و خبرنده و الاعاقت می کنم و این کس هم اطاعت نموده تا بعد از وفات او ذکر نموده و جناب سید مزبور ذکر می نمود که پیش ماها در محال اسکو مشهور و درالسنه و افواه مردم آنجا مذکور است که در زاویه رکن غربی از طرف قبله در صحن مسجد امامزاده ای مدفون است که حالا قبر شریف آن امزاده در زیر خاک مطموس و مجهول مانده است و الله اعلم و هرکس از ماها که به تبریز می آید غالباً می آیند و تیمناً و تبرکاً ذر این مسجد نماز می خوانند انتهی کلام السید المزبور.

 و از این وقایع و حکایات و رویاها و منامات در خصوص این مسجد سعادت آیات بسیار نقل شده و بعض کرامات از بابت استجابت دعوات و غیر ذلک هم از این مقام شریف طلوع نموده و نذرها در حق این مقام شریف نموده اند مقصود به عمل آمده است .

 و حالا که به موجب ملاحظه تاریخ عمارت آن از روی تواریخ قدیمه قریب پانصد و پنجاه سال و زیاد و کم که مدت بنای این مسجد معظم و محترم است می گذرد البته به ملاحظه طول زمان و نمادی دوران از مردمان مقدس و اهل تقوی در توی این مسجد ولو اتفاقاً نماز خوانده اند انفراداً  یا جماعه چنانچه میرزا حبیب سلماسی نقل نمود از بعض تواریخ که آخوند ملااحمد مقدس اردبیلی هم در این مسجد نماز خوانده پس علاوه بر سایر فضایل خارجه از فضیلت مسجدیت و بالذات از جهات بسیار موجود است البته از برکت انفاس شریفه بندگان خداوندی و اولیاء و دوستان الهی میمنت و برکت علی حده پیدا نموده است.

و داعی را در اول حال که از تحصیل عتبات عالیات عرش درجات مراجعت نموده بودم روزی از روزها گذر از سمت این مسجد اتفاق افتاد که به جایی می رفتم دیدم که دیوار صحن مسجد از طرف شرقی و غربی افتاده و دیوار طرف قبله صحن که محراب هم در آن طرف موجود است شکست شده و چند طاق از یمین و یسار محراب نزدیک است که فرو ریزد و گنبدهای پست بنیان مسجد شرقاً و  غرباً از دو طرف که متصل گنبد بزرگ عالی اساس هستند ریخته شده و نمانده الاپنج و شش گنبد از طرف غربی و به همین طرف شرقی و ملاحظه نمودم که در صحن مسجد العیاذبالله زبل و کثافات بی حد و اندازه ریخته شده و دیوار های محکم گنبد عالی و دیوارهای اطاق بزرگ متصل به گنبد بلند به ارتفاع یک ذرع و دو زرع از زمین شوره نموده و ریخته اگر حال بدین منوال بماند در ایام قلایل معدوده همه این گنبدهای بافته و دیوارهای پوسیده و فانیه بالتمام ریخته شده خاویه علی عروشها  عالیها سافلها خواهد شد.

 تعجب بسیار از مردم این دیار و شهر بزرگوار نوده متفکر و مبهوت شده خوف عظیم و ترس بی اندازه در قلب داعی مز جانب الله تعالی حادث گشته در شبی از شبها در مجلس نواب مستطاب و الارضوان مکان موید الدوله مبرور البسه حلل النور خلدالله ملکه و سلطانیه نایل حکومت تبریزو اذربایجان بودند و باداعی غالباً در شبها مشغول مباحثات علمیه می بودند حالت حالیه مسجد را بیان نمودم وعده فرمودند که در آن خصوص فکری نموده قراری بدهند  لکن اشتغالات حکومت مانع از انجام این مصلحت گردید داعی عزم خودرا جزم نموده که نفس خود قربه الی الله در آبادی این خانه خدا به قدر امکان با این قلت بضاعت سعی و کوشش نماید . و با وجود اینکه در آن زمان بعضی از مومنین بلده تبریز که میل داشتند مسجد مختصری را که به منزل داعی نزدیکتر بود عمارت نمایند و داعی  آنجا را به جهت نماز و وعظ محل آمد و شد نمایم داعی آن فقره را قبول ننموده در اول حال مبلغی از خود در این بابب  مصرف نموده و آنجا را صورت نوعیه داده آنجا را محل تردد از برای نماز و وعظ نمود.

 بعضی بعد از به دستیاری جمعی از مومنین و متدیین شهر کثراله امثتالم و جهل الی الخیر و السمادهه مالم بنار آبادی و عمارت گنبدهای مخروبه مسجد و اطراف صحن و دیوارهای این مقام متبرک را نموده و تحت گنبد بزرگ و اندرون آن را به طرز غریب مرمت کاری و چند طاق در طرف قبله متصل به عمارت احداث و محرابی از مرمر درست نموده و در وسط صحن هم آب انباری  بزرگ که قریب هشتصد تومان علاوه بر مصالح سنگ و آجر نمودند و احداث کرده در طول دوازده ذرع و عرض و عمق چهار ذرع که در ایام تنگی آب در شهر در ایام تابستان برای مومنینو مومنات آن محله زیاده از اندازه رفع حاجت می نماید درست نمود و از جمله معاونت کنندگان در آبادی این مسجد عالی بنیان به  مقتضای فرموده قادر منان و تعاونوا علی البر والتقوی و لاتعاونواعلی الائم و العدوان سرکار جلالت مدار مقرب الخاقان موتمن السلطان معین دفتر آذربایجان میرزا حسین خان مستوفیذحرسه الله عن طوارق الحدثان وزاد فی شوکته و عزته فی کل آن بودند که انصافاً با همت بلند و قلب وسیع ارجمند نعم تامعین داعی شدند و هرساله در ایام محرم الحرام در این مقام شریف اوضاع تعزیه داری حضرت سیدالشهداء علیه السلم چیده به طوری روضه خوانی و عزاداری می نمایند که مثل آن را در دارالسلطنه تبریز سعادت انگیز با این کثرت و وفور مجالس و محافل روضه خوانی از بزرگان و اعیان شهر چشم روزگار ندیده و گوش دوران نشنیده

 

و در حقیقت این محفل عالی و مجلس سامی شخص اول مجالس و محافل تعزیه داری حضرت خامس آل العباء علیهم الصلواه والسلام است و در حقیقت آن وجود دریا دل با سعادت و توفیق در صفاء طینت و نوریت طویت و حسن سلوک و سیرت و بسطت ید و سخاوت و مراعات اهل ذل و مسکنت و وسعت صدر و شهامت و بزرگی و جلالت و نجابت و اصالت مشارالیه بالبنان و ممتازبین الامسال و الاقران و نادره الدوران و اعجوبه الزمان هستند و علی ای حال داعی در مقابل مسجد مزبور مقدار زمین بیاض جهت حوض خانه مسجد به مبلغی خظیر گرفته ام و در دو طرف راه که از دم درب مسجد محل تردد عامه ناس است بعضی اراضی بیاض ابتیاع نموده ام و بعضی اراضی موقوفه متعلقه به مسجد هم حاضر و موجود است که بازار متصل به دیوار مسجد از رم در صحن این طرف و آن طرف ساخته بشود مشتمل بر بیست  باب دکاکین و زیاده که وقف مسجد مزبور بوده باشد و حوض خانه مزبوره هم احداث بشود ان شاء الله تعالی و اطرف صحن که یک طرف عمارت خود مسجد است از سمت شمال که گنبدهای بلند و پست است و از سه طرف دیگر که غربی و جنوبی و شرقی هستند حجرات ساخته شود جهت تحصیل طلاب که مدرسه خوب و بی نظیر خواهد شد و این اساس عظیم که از عهد قدیم پوسیده و رمیم و نزدیک به انهدام کلی بود که بالمره آثار آن از صفحه روزگار برداشته شود بحمدالله چند غره به حلیه ابادی آمده امیدوارم که از یمن همت بندگان خلاق عالم ه از جمله اخیار و ابرار و زمره اولی الایدی و الابصار و طالبین باقیات صالحات در صفحه روزگار هستند من باب قوله تعالی در تعاونوا علی البر و التقوی الایه اعانت به خیر نموده قدرده هزارتومان ولو بالتدریج برای تعمیر مسجد و مدرسه و حوض خانه و دکاکین موقوفه این مسجد معظم محترم صرف فرموده در صفحه آذربایجان بلکه مطلق ایران این چنین یادگاری برای احدی میسر و مرزوق نبوده باشد و بهتر از این محل و مقام برای دعاء دوام و استقرار دولت پایدار و ابد قرار در این صفحات نبوده باشد و نوشتن همین رساله برای ادای تکلیف شرعی بود که حالت این مسجد چنین و چنان بود و چنین و چنان شده و چنین و چنان باید بشود الحاصل مرام و مقصود محض تذکار و یادآوری و اعلام این مطلوب بود زیاده از این مقصدی نداشتم و ماعلی الرسول الاالبلاغ المبین در مقام امر به معروف و نهی از منکر آنچه لازم دانستیم نمودیم و حوالت به خدا کردیم و رفتیم و الله سبحانه هو احکم الحاکمین و اسرع الحاسبین بعد از ایضاح طریق حق و توضیح راه توفیق مطلق ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها قال تعالی انا هدیناه السبیل اماشاکراً و اماکفوراً

ماابین الحق لذی عینین                              ان الرحیل احد الیومین

تزودوا من صالح الاعمال                           و قربوا الامال بالاجال

 وما توفیقی الابالله علیه توکلت و الیه انیب و الحمدلله اولاً و آخراً تمت الرساله الشریفه فی لیله الجمعه غره شهر ربیع الثانی من شهورسنه 1308 بید مولفه المسکین محمد علی القراجه داغی والسلم علی من اتبع الهدی و خشی عواقب الردی فان الاخره خیر وابقی ان هذا لفی الصحف الاولی صحف ابراهیم و موسی و قد فرغ من تحریرهاالعبدالجانی محمدبن علی محمد تبریزی فی ثالث شهر شعبان من شهورسنه 1308 اللهم اغفرله ولوالدیه بمحمد و آله


 

نوشته شده توسط امیررضا محمودزاده در جمعه پانزدهم خرداد 1388 ساعت 16:29 موضوع | لینک ثابت